|
♥♀you are the best for me...my love♀♥
|
با تو ام
ای کسی که نفس هایم بسته به نفس های توست
با تو ام
ای یاور همیشگی من
با تو ام
ای مهربان ترین دوست و غم خار من
مرا ببخش
ببخش اگر بد کرده ام با تو
ببخش
ببخش اگه بد بوده ام با تو
ببخش
ببخش اگر سرد بوده ام
ببخش اگر برای قلب پر مهر تو
من تکه ای سنگ بوده ام
ببخش اگر خیس کرده ام چشمانت را
ببخش اگر شکسته ام من،قلبت را
ببخش
چون من محتاج بخشش تو ام
ببخش چون اگر تو نبخشی
بی رنگ میشود زندگی برایم
پس..
ببخش
پ.ن:اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بـــــــــمــون
سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن - رفتم ... رفتي ... رفت ... ساکت مي شوم ، ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود استاد داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ! و من مي گويم : - رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شاديم بمرد ... شور از دلم ببرد ... رفت ... رفت ... رفت ... و من مي خندم و مي گويم : خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است ........... کارم از گريه گذشته به سيه..!!
برای تو ..
تویی که قلبم را شکستی می نویسم :
تویی که خاطراتت تنها امید زیستن برای من است
« همچنان دوستت دارم »
می دانم که تو هیچگاه این جمله را درک نخواهی کرد.. اما
اما نمی دانم چرا شاید تو هنوز وسعت عشق مرا در نیافته ای..
شاید تو هنوز نمیدانی که من چگونه دوستت دارم..
یادم می آید که می گفتی ساده باش ..حال ساده می گویم :
« دوستت دارم »
پ.ن:زیباترین لبخند را بر لبان زیباترین فرشته ی زمینی یافتم..فرشته ی من به وسعت لبخندت عاشقانه دوستت دارم..
پاییز را دوست دارم...
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
و من عاشقانه پاییز را دوست دارم...